شمارهٔ ۲۸ - نامشخص
جدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامینه خرم از تو در صبحی نه دلشاد از تو در شامی
ندارم غم ز قرب مدعی رشحه که در کویشکنون قربی که هست او را فراهم بود ایامی
شهنشاه جهان شهزاده محمود آن جوانبختیکه عقل پیر باشد پیش رای پختهاش خامی