گنج

آتش جاوید

ستاره شعله‌ای از جان دردمند من استسپهر آیتی از همت بلند من است
به چشم اهل نظر صبح روشنم زآن رویکه تازه‌رویی عالم ز نوشخند من است
چگونه راز دلم همچو نی نهان ماند؟که داغ عشق تو پیدا ز بند بند من است
در آتش از دل آزاده‌ام ولی غم نیستپسند خاطر آزادگان پسند من است
رهی به مشت غباری چه التفات کنم؟که آفتاب جهان‌تاب در کمند من است