در سایه سرو
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: التو۷ بیت
حال تو روشن است دلا از ملال توفریاد از دلی که نسوزد به حال تو
ای نوشلب که بوسه به ما کردهای حرامگر خون ما چو باده بنوشی حلال تو
یاران چو گل به سایه سرو آرمیدهاندما و هوای قامت با اعتدال تو
در چشم کس وجود ضعیفم پدید نیستباز آ که چون خیال شدم از خیال تو
در کار خود زمانه ز ما ناتوانتر استبا ناتوانتر از تو چه باشد جدال تو؟
خار زباندراز به گل طعنه میزنددر چشم سفله عیب تو باشد کمال تو
ناساز گشت نغمه جانپرورت رهیباید که دست عشق دهد گوشمال تو