صفای شبنم
او را به رنگ و بوی نگویم نظیر نیستگلبن نظیر اوست ولی دلپذیر نیست
ما را نسیم کوی تو از خاک بر گرفتخاشاک را به غیر صبا دستگیر نیست
گلبانگ نی اگرچه بود دلنشین ولیآتش اثر چو ناله مرغ اسیر نیست
غافل مشو ز عمر که ساکن نمیشودسیل عنانگسسته اقامتپذیر نیست
روی نکو به طینت ساقی نمیرسدگل را صفای شبنم روشنضمیر نیست
با عمر ساختیم ز دلمردگی رهیماتمرسیده را ز تحمل گزیر نیست