پایان شب
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویاوهنوز۷ بیت
رفت و نرفته نکهت گیسوی او هنوزغرق گل است بسترم از بوی او هنوز
دوران شب ز بخت سیاهم به سر رسیدنگشوده تاری از خم گیسوی او هنوز
از من رمید و جای به پهلوی غیر کردجانم نیارمیده به پهلوی او هنوز
دردا که سوخت خار و خس آشیان مانگرفته خانه در چمن کوی او هنوز
روزی فکند یار نگاهی به سوی غیرباز است چشم حسرت من سوی او هنوز
یک بار چون نسیم صبا بر چمن گذشتمیآید از بنفشه و گل بوی او هنوز
روزی که داد دل به گل روی او رهیمسکین نبود باخبر از خوی او هنوز