گنج

نای خروشان

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: لیکهمندارم۶ بیت
چو نی به سینه خروشد دلی که من دارمبه ناله گرم بود محفلی که من دارم
بیا و اشک مرا چاره کن که همچو حباببه روی آب بود منزلی که من دارم
دل من از نگه گرم او نپرهیزدز برق سر نکشد حاصلی که من دارم
به خون نشسته‌ام از جان‌ستانی دل خویشدرون سینه بود قاتلی که من دارم
ز شرم عشق خموشم کجاست گریه شوق ؟که با تو شرح دهد مشکلی که من دارم
رهی چو شمع فروزان گَرَم بسوزانندزبان شکوه ندارد دلی که من دارم