گنج

مفردات

شمارهٔ ۱دل خوش شودت ز مشکل ماشمارهٔ ۲دل من دشمن من کرد به من جانان راشمارهٔ ۳دلم می‌خواست بینم صورت او بی‌نقاب اماشمارهٔ ۴از دیروزم بتر امروز از دیشب بتر امشبشمارهٔ ۵ - قطعهٔ دوبیتیهم به صحرا سبزه سرزد هم به گلشن گل دمیدشمارهٔ ۶روزگاری بود امیدم که یارم می‌کشدشمارهٔ ۷جور کن کز بازوی پرزور و طبع پرغرورشمارهٔ ۸لعل جانان یارب از جان ساختندشمارهٔ ۹به نوخط دلبری دل بستم آه از حسرت مرغیشمارهٔ ۱۰یادم کن از آن کو چو ز بیداد تو رفتمشمارهٔ ۱۱درد عشقم می شود هر روز افزون چون کنمشمارهٔ ۱۲به گرد روی منور خط معنبرش است اینشمارهٔ ۱۳تا به کی چشم به ره بر سر هر راه نشینمشمارهٔ ۱۴برای خاطر غیرم چرا ای بی‌وفا کشتی؟