گنج

شمارهٔ ۶

ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتننیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن
عقل را دیباچهٔ اوراق هستی ساختنعلم را سرمایهٔ بازارگانی داشتن
کشتن اندر باغ جان هر لحظه‌ای رنگین گلیوندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن
دل برای مهربانی پروراندن لاجرمجان بتن تنها برای جانفشانی داشتن
ناتوانی را به لطفی خاطر آوردن بدستیاد عجز روزگار ناتوانی داشتن
در مدائن میهمان جغد گشتن یکشبیپرسشی از دولت نوشیروانی داشتن
صید بی پر بودن و از روزن بام قفسگفتگو با طائران بوستانی داشتن