گنج

شمارهٔ ۱۲۸ - گل پنهان

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انشدهایم۱۰ بیت
نهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفتمپوش روی، به روی تو شادمان شده‌ایم
مسوز ز آتش هجران، هزار دستان رابکوی عشق تو عمری‌ست داستان شده‌ایم
جواب داد، کازین گوشه‌گیری و پرهیزعجب مدار، که از چشم بد نهان شده‌ایم
ز دستبرد حوادث، وجود ایمن نیستنشسته‌ایم و بر این گنج، پاسبان شده‌ایم
تو گریه می‌کنی و خنده میکند گلزارازین گریستن و خنده، بد گمان شده‌ایم
مجال بستن عهدی بما نداد سپهرسحر، شکفته و هنگام شب خزان شده‌ایم
مباش فتنهٔ زیبائی و لطافت ماچرا که نامزد باد مهرگان شده‌ایم
نسیم صبحگهی، تا نقاب ما بدریدبرای شکوه ز گیتی، همه دهان شده‌ایم
بکاست آنکه سبکسار شد، ز قیمت خویشازین معامله ترسیده و گران شده‌ایم
دو روزه بود، هوسرانی نظربازانهمین بس است، که منظور باغبان شده‌ایم