بخش ۲۲ - غزل
نمییابم برت چندان مجالیکه در گوش تو گویم حسب حالی
هوس دارم که هر روزت ببینمو گر هر روز نتوان، هر به سالی
منم هر ساعت از هجرت به دردیمنم هر لحظه از عشقت به حالی
نه در کار بلای هجر دستینه در خورد هوای عشق بالی
فضیحت گشتهای، بیخانمانیبه غارت بردهای، بیجاه و مالی
سخن بسیار دارم، گر دلت راز پر گفتن نیفزاید ملالی