غزل شمارهٔ ۷۴۸
همچو گل صد گونه رنگ آوردهایغنچهوارم دل به تنگ آوردهای
سوی من هر دم ز زلف و خال و خطلشکری دیگر به جنگ آوردهای
در مخالف میزنی چون دف مراراستی نیکم به چنگ آوردهای
چون تو آهو زادهای حیفست حیف!کآنچنان خوی پلنگ آوردهای
بیگناهم کشتهای صدبار و بازرفتهای، صد عذر لنگ آوردهای
بس جهودی میکشم، گویی، مرابا اسیران از فرنگ آوردهای
اوحدی را خاک پای خویش خوانچونکه دستش زیرسنگ آوردهای