گنج

غزل شمارهٔ ۶۰۳

کیست آن مه؟ که می‌رود نازانعاشقان در پیش سراندازان
پای وصلش ز سوی ما کوتاهدست هجرش به جان ما یازان
حلقهای دو زلف چون رسنشچنبر گردن سر افرازان
بر سر چار سوی دل مشهورکمر او ز کیسه پردازان
در خم زلف او زبون دلهاچون کبوتر به چنگل بازان
می‌دواند میان لشکرگاهاز چپ و راست همچو طنازان
دست در دامنش زنم روزیبر در بارگه چو سربازان
بوسه‌ای خواهمش، و گر ندهدبستانم به دولت غازان
اوحدی، دل مده به غمزهٔ اوکشکارا کنند غمازان