غزل شمارهٔ ۴۶۷
توبه کردم ز توبه کردن خامببر این جامه و بیار آن جام
چون بپوشیم راز؟ کاوردیمطبل در کوچه و علم بر بام
پیر ما را چگونه توبه دهد؟که جوانی نکردهایم تمام
زاهد خام اگر زند طعنیبگذاریم تا بجوشد خام
نیست از یک دگر پدید هنوزصالح و فاسق و حلال و حرام
تا نجوشیم در نیاید عشقتا نکوشیم بر نیاید کام
گر ترا نیست آتشی در دلاز دل اوحدی بخواه به وام