غزل شمارهٔ ۳۳۳
این چنین نقشی اگر در چین بودقبلهٔ خوبان آن ملک این بود
این چنین رخسار و دندان و جبینمشتری، یا زهره، یا پروین بود؟
گر دهی دشنام ازان لبها دعاستهر چه حلوایی دهد شیرین بود
گر دلت سیر آید از من طرفه نیستعهد خوبان را بقا چندین بود
گوش بر گفتار ما کمتر کنیفیالمثل گر سورهٔ یاسین بود
ز آشنایان همچو فرزین بگذریبا غریبان اسب لطفت زین بود
چون به بخت اوحدی آید سخنجمله صلحت خشم و مهرت کین بود