الفصل الاول - فی الطامات
شمارهٔ ۱در گمراهی طالب راه اوییمشمارهٔ ۲ما دوش در مغانه بیباک زدیمشمارهٔ ۳الریح مع العود ترد بالبالشمارهٔ ۴ماییم [و] حدیث زهد و طامات امشبشمارهٔ ۵مستم دارد زباده ساقی پیوستشمارهٔ ۶آباد خرابات ز می خوردن ماستشمارهٔ ۷پیری ز خرابات برون آمد مستشمارهٔ ۸در میکده جز به می وضو نتوان کردشمارهٔ ۹ما جامه نمازی به لب خُم کردیمشمارهٔ ۱۰ساقی به صبوحی می ناب اندر دهشمارهٔ ۱۱در میکده چون جمال معشوقهٔ ماستشمارهٔ ۱۲از خوردن باده دوش حالم بگرفتشمارهٔ ۱۳آنها که ازو پیاله نوشی بزنندشمارهٔ ۱۴اسرار خرابات کسانی دانندشمارهٔ ۱۵ماییم که آیت صواب از ما شدشمارهٔ ۱۶هان ای ساقی درافکن آن باده به جامشمارهٔ ۱۷هر خسته که در مصطبه مسکن داردشمارهٔ ۱۸زین سان که منم گر تو تویی آخر کارشمارهٔ ۱۹روزی بینی مرا و رندی سه چهارشمارهٔ ۲۰ای ساقی از آن بادهٔ دوشینه بیارشمارهٔ ۲۱ای ساقی از آن راح خوش روح افرازشمارهٔ ۲۲ای کرده مرا عشق تو در عالم فاششمارهٔ ۲۳گر نام نباشد به جهان ننگ اینک