گنج

شمارهٔ ۱۹ - بخل بی نهایت

همدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنهآنچنان کز بهر سیری زخم تامردن خورد
با جوال زرمدامش غم بود قوت و هنوزبسکه باخود بخل ورزد غم زغم خوردن خورد