گنج

شمارهٔ ۱۵ - ذوق غزل

عرفی نه ارث و کسب و نه زرق و نه حرص و آزرا هم بشعر خیره سرتیره چهر داد
طالع رهم نمود بدین خصم خانگیاین بازیم عطارد برگشته مهرداد
ذوق غزل بمهر بتانم اسیر کردآسیب آن فراقتم ازماه و مهرداد
مدح آبروی گوهر قدرم بخاک ریختتا وان این گهر نتواند سپهر داد