شمارهٔ ۲۲
اگر چه تنها باشد همه جهان با اوستو گرچه با او باشد همه جهان تنهاست
گناه دشمن پوشد چو تیره گشت بعفوبچیرگی در عفو از شمایل حکماست
عجب مدار ز من گر مدیح او گویمکه هرک گوید جز من بمدح او گویاست
ز فضل و مخبر و منظر بر او گوا بس کنکه آشکارٍۀ مرد از نهان مرد گواست
بسان آب و گیا خدمتش قرار دلستبلی دل آنجا گیرد قرار کآب و گیاست
مدار نام نکو گرد فضل نیک بودکه فعل نیکو فضلست و نام نیک زکاست
صلاح بندۀ مخلص که دائم افزون بادو آن کسی که همی نفی جست شد کم و کاست