بخش ۵
در بیان اینکه چون مطلوب را رغبت شامل و طالب را استعداد کامل آمد، توسن مقصود رام است و بادهی مراد در جام، از آنجاست که محرم خلوتخانهی راز و محقق شیراز خواجه حافظ قدس سره میفرماید:
سایهٔ معشوق گر افتاد بر عاشق چه شدما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
و در اینجا مقصود حسینی استعدادست که در طریق جانبازی طاق و در قانون خانه پردازی زبده و اکمل عشاقست.
باز ساقی گفت تا چند انتظارای حریف لاابالی سر برآر
ای قدح پیما درآ، هوئی بزنگوی چوگانت سرم، گوئی بزن
چون بموقع ساقیش درخواست کردپیر میخواران ز جا، قد راست کرد
زینت افزای بساط نشأتینسرور و سر خیل مخموران حسین
گفت آنکس را که میجویی منمبادهخواری را که میگویی منم
شرطهایش را یکایک گوش کردساغر می را تمامی نوش کرد
باز گفت از این شراب خوشگواردیگرت گر هست یک ساغر بیار