گنج

بخش ۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱ بیت

در بیان اینکه آدمی به‌واسطه شرافت و گوهر فطرت و خاتمه در تعداد بحسب جسم، امانت عشق را قابل آمد و جمال کبریائی را آئینهٔ مقابل ولقد کرمنا بنی آدم.... و فضلنا هم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا.

نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصلآنچه در سر سویدای بنی‌آدم ازوست (سعدی)

در اینجا مقصود انسان کامل و حضرت ولی است و منظور از اشاره ساقی ازلی‌ست.

باز ساقی برکشید از دل خروشگفت ای صافی‌دلان دُرد نوش
مرد خواهم همتی عالی کندساغر ما را ز می خالی کند
انبیا و اولیا را بانیازشد بساغر، گردن خواهش دراز
جمله را دل در طلب چون خم بجوشلیک آن سر خیل مخموران خموش
سر به‌بالا یکسر از برنا و پیرلیک آن منظور ساقی سر بزیر
هر یک از جان همتی بگماشتندجرعه‌ای از آن قدح برداشتند
باز بود آن جام عشق ذوالجلالهمچنان در دست ساقی مال‌مال
جام بر کف، منتظر ساقی هنوزاللّه اللّه غیرت آمد غیر سوز