گنج

بخش ۲۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۶ بیت

در بیان اشتداد وجد و حال و انقلاب حالت آن سید بی همال که مبادا فدایی آید یا بدائی رخ نماید:

ز آن نمی‌آرم بر آوردن خروشترسم او را آن خروش آید بگوش
باورش آید که ما را تاب نیستتاب کتان در بر مهتاب نیست
رحمت آرد بر دل افکار مابخشد او بر ناله‌های زار ما
اندک اندک دست بر دارد ز جورناقص آید، بر من، این فرخنده دور
سرخوشم، کان شهریار مهوشانکی به مقتل پا نهد دامن کشان
عاشقان خویش بیند سرخ روخون روان از چشمشان مانند جو
غرق خون افتاده در بالای خاکسوده بر خاک مذلت، روی پاک
جان بکف بگرفته از بهر نیازچشمشان بر اشتیاق دوست، باز
بر غریبیشان کند خوش خوش نگاهبر ضعیفیشان بخندد، قاه قاه
لب چو بربست آن شه دلدادگانحرز جا جست، آن سر آزادگان
گفت: کای صورتگر ارض و سماای دلت، آینه‌ی ایزد نما
اول این آیینه از من یافت زنگمن نخست انداختم بر جام سنگ
باید اول از پی دفع گلهمن بجنبانم سر این سلسله
شورش اندر مغزمستان آورممی بیاد می پرستان آورم
پاسخش را از دو مرجان ریخت، درگفت احسنت انت فی الدارین حر
قصد جانان کرد و جان بر باد دادرسم آزادی به مردان، یاد داد