غزل شمارهٔ ۷۳
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اریخوش۷ بیت
در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوشخوشا کسیکه کند عیش با نگاری خوش
کنار جوی گزین گوش سوی بلبل دارکنون که هست به هر گوشهای کناری خوش
گرت به دست فتد دامنی که مقصود استبگیر دامن کوهی و لالهزاری خوش
بیا به وصل دمی روزگار ما خوش کنبه شکر آنکه ترا هست روزگاری خوش
به رغم مدعیان در فراق او هرکسبپرسدم که خوشی گویمش که آری خوش
مرا ز صحبت یاری گریز ممکن نیستهزار جان عزیزم فدای یاری خوش
دل عبید نگردد شکار غم پس از اینگرش به دام افتد چنان نگاری خوش