غزل شمارهٔ ۵۰
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: منباشد۷ بیت
جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشدبود و وجود ما را باک از عدم نباشد
سلطان وقت خویشیم گرچه ز روی ظاهرلشگر کشان ما را طبل و علم نباشد
مشتی مجردانیم بر فقر دل نهادهگر هیچمان نباشد از هیچ غم نباشد
در دست و کیسهٔ ما دینار کس نبیندبر سکهٔ دل ما نقش درم نباشد
جان در مراد یابی در حلقهای که مائیمرندان بینوا را نیل و بقم نباشد
چون ما به هیچ حالی آزار کس نخواهیمآزار خاطر ما شرط کرم نباشد
در راه پاکبازان گو لاف فقر کم زنهمچون عبید هر کو ثابت قدم نباشد