گنج

غزل شمارهٔ ۴۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انمیشود۱۰ بیت
لعل نوشینش چو خندان می‌شوددر جهان شکر فراوان می‌شود
قد او هرگه که جولان می‌کندگوییا سرو خرامان می‌شود
پرتو رویش چو می‌تابد ز دورآفتاب از شرم پنهان می‌شود
قصهٔ زلفش نمی‌گویم به کسزآنکه خاطرها پریشان می‌شود
من نه تنها می‌شوم حیران اوهرکه او را دید حیران می‌شود
گرچه می‌گوید که بنوازم تراتا نگه کردی پشیمان می‌شود
با عبید ار نرم می‌گردد دلتکارهای سختش آسان می‌شود
هرکه را شاهی عالم آرزوستبندهٔ درگاه سلطان می‌شود
شاه اویس آن خسرو دریا دلیکآفتابش بندهٔ فرمان می‌شود
خسروی کز کلک گوهربار اوکار بی‌سامان به سامان می‌شود