قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحق
ای بر در تو دولت و اقبال پاسبانوی خاک آستانهٔ تو کعبهٔ امان
هرکس که همچو حلقه برین در ملازمستاو را اسیر و حلقه بگوشند انس و جان
وانکس که بر در تو نگردد کلید داردر تخته بند بسته بود چون کلید دان
خرم دریکه باز شود هر سحرگهیبر درگه خجستهٔ سلطان کامران
خورشید ملک سایهٔ یزدان جمال دیندارای دهر خسرو گیتی جم زمان
شاهی که اطلس تتق زرنگار چرخمانند پرده مینهدش سر بر آستان
بادا همیشه بر در دولت سرای اوتایید و بخت و دولت و اقبال را قران