گنج

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در ستایش شاه شجاع مظفری و وصف بارگاه او گوید

خجسته بارگه پادشاه هفت اقلیممقر جاه و جلالست و جای ناز و نعیم
به شکل شمسهٔ او آفتاب با تمکینبه وضع رفعت او آسمان با تعظیم
فضای حضرت او دلگشا چو صحن چمنهوای خرم او جان‌فزا چو بوی نسیم
بر آشیانهٔ او عقل و روح جسته مقامبر آستانهٔ او فتح و نصر گشته مقیم
طوافگاه ملوک جهان حریم درشچو قبله‌گاه جهانی مقام ابراهیم
رسید کنگره‌های بلند او جائیکه قاصر است از او وهم دوربین حکیم
شده چو عقل مجرد زنائبات ایمنشده چو روح مقدس ز حادثات سلیم
نشسته خسرو روی زمین به کام در اوگرفته دست شراب و گشاده دست کریم
جلال دنیی و دین شیر حمله شاه جهانکه هست چاکر او آفتاب و ماه ندیم
صریر کلکش چون ابر بر جهان فایضضمیر پاکش بر خلق چون خدای کریم
خداش در همه حالی معین و ناصر بادبه حق احمد مرسل به حق نوح و کلیم