بخش ۴۸ - در مناجات و خاتمت
الاهی چو از نیّتم آگهیکه خیرست نیّت به خیرم نهی
گرم نا پسندی بر اقلام رفتحدیث از می و مطرب و جام رفت
مگردان سیه روی چون دفترمبه اوراق طوبی بپوشان سرم
الهی به دریای بخشایشمفرو شوی دامن ز آلایشم
ز ما هر چه آید نیاید به کارچنان کز تو آید ز ما در گذار
الهی اگر جرأتی می رودز معلول اگر علّتی می رود
طبیبم تویی نبضِ جانم ببیندوایِ دل ناتوانم ببین
ز دارالشّفا دفع دردم فرستز دستم مده پای مردم فرست
الهی به فریاد جانم رسیدران دم که باشد دم واپسی
چنانم ز افعال و اعمالِ بدکه از هول دل در برم می تپد
چنانم شود سینه از درد و داغکه دودم برآید سقف دماغ
الهی نگیری به ناباکیمکه آلوده دامن ز ناپاکی ام
بسی بر معاصی رضا داده امگریبان به دست هوا داده ام
خلاصم ده از کردة ناپسندبه رویم در مغفرت در مبند
الهی عزیزم به عزّت کنیبه رحمت ببخشی و رجعت کنی
گناهم به خیراتِ اهلِ صفامعاذم به ذریّتِ مصطفا
ندارم دگر جز تو کس والسّلامامیدم همین است و بس والسّلام