گنج

بخش ۱

۲۹ بیت
سپاس و ستایش خداوند راخداوند بی‌مثل و مانند را
که ما را خرد داد و جان آفریدسپهر و زمان و مکان آفرید
خداوند خلق و خداوند امرمنزّه ز کیف و کم زید وعمر
خداوند حق خالق جان و تنشناسا و بینای سِرَّ و علن
جهان آفرین مُبدع کایناتمقصّر ز کُنه کمالش صفات
فروزندۀ شمع گیتی فروزبرآرنده از جَیب شب صبح روز
زمین و زمان و ابتداء سخنبه امرش پدید آمد از کافِ کُن
چنان کرد از بدو خلقت پدیدجهان را که از صنع پاکش سزید
تن بوالبشر کرد از ماء و طینبلی خیر و شر هر دو درهم عجین
وزان خاک معجون چه نقش بدیعبه قدرت کشید از شریف و وَضیع
چه مغزست در آفرینش چه پوستبه نزدیک ارباب بینش نکوست
تو هر نوع می بینی و هر نَمَطولی نیست در آفرینش غلط
جهان بر بد و نیک و زشت و نکوستهمه هیچ اِلاّ یکی وان یک اوست
جز او را مبین چون جز او نیست کسبدو در گریز، از همه اوت بس
ز خود چند گویی نزاری سخنسبک شد دماغت گرانی مکن
چه گویند در واحد ذوالجلالبرون است وحدت ز وهم و خیال
پس این گفتگوی است، توحید نیستبَرِ وحدت از شاخ تقلید نیست
تو هیچی و از هیچ کم تا خودینبینی به چشم خود الاّ خودی
چه آید جز از تو در افکار توکه او در نیاید به گفتارنو
سخن در حق از آشکار و نهفتمُحال است کز حق به جز حق بگفت
به از خاتم انبیا مصطفیحبیب الله آن گنج صدق و صفا
نخست از چه حق گفت نشنود کسکه اعجاز او جمله سِحر است و بس
چو حق گفت و بر بال جبریل بستطلسمات باطل به هم در شکست
چو حق از امین خدا بشنوندبه گفتار باطل چرا بگروند
نثار از قدوم نبی پر مچینتو و سجده شکر در روم و چین
سیه روز بدبخت نیکی ندیدکه بر دعوت مصطفی نگروید
حقایقشناس از تعصّب بری استتعصّب پرستیدن از مدبریست
به یاران مختار کن التجاتعصّب کجا و محقّق کجا
دلیل او بود، رَه، خطرناک نیستشفیع او بود، از گنه باک نیست