بخش ۱۰۰ - در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگ
دگر ره گفت «بعد از زندگانیبه یاد آرم حدیث این جهانی؟»
جوابش داد پیرِ دانشآموزکه «ای روشنچراغِ عالمافروز
تو آن نوری که پیش از صحبت ِ خاکولایت داشتی بر بام افلاک
ز تو گر باز پرسند آن نشانهانیاری هیچ حرفی یاد از آنها
چو روزی بگذری زین محنتآباداز آن ترسم کز این هم ناوری یاد
کسی کاو یاد نارد قصهٔ دوشتواند کردن امشب را فراموش»