گنج

شمارهٔ ۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهیما۸ بیت
بگذر ای ناصح فرزانه ز افسانهٔ مابگذارید به ما این دل دیوانهٔ ما
ما به دیوانگی افسانهٔ شهریم ولیعاقلان نیک بخوابند ز افسانهٔ ما
ساغری از کف ساقی مگر آریم به دستورنه مستی ندهد دست ز پیمانهٔ ما
واعظا با همه غوغای خردمندی‌هانبری صرفه ز یک نالهٔ مستانهٔ ما
سیلی ای دیده روان ساز که ویران کندشتا مگر درخور گنجی شود این خانهٔ ما
سقف این کاخ زراندود حجاب فلک استپرتو مهر بجویید ز ویرانهٔ ما
آنکه یک شب غمش از دل ننهد پای برونکاش یک روز نهد پای به کاشانهٔ ما
خردت راهبر کوچهٔ غمناکان استخبری جو ز نشاط از در میخانهٔ ما