گنج

شمارهٔ ۷۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: اناست۹ بیت
نوبت خرمی بستان استعهد سرو و سمن و ریحان است
نرگس از خواب مگر دیده گشودکه بر آن ژاله گلاب افشان است
با صبا نفخه ای از زلف نگاریا شمیمی ز نگارستان است
شاد زی شاد کز ابر کرمتدهر گلزار و جهان بستان است
فارغ از حادثه ی دوران باشکه نگهبان تو خود دوران است
کرم عام تو عامیست بخلقکه شهورش همگی نیسان است
تو بنخجیر شتابان و قضااز پی خصم تو در میدان است
تو بگلزار خرامان و قدرنایب حکم تو در دیوان است
غم که از دوست بود به ز نشاطدرد کز دوست بود درمان است