شمارهٔ ۲۳۵
دیدیم کرانه تا کرانهغیر از تو نبود در میانه
هم دست هزار آستینیهم صدر هزار آستانه
یک گلبن و سد هزار گلشنیک شاهد و سد هزار خانه
شادی زمانه جاودان نیستاندوه تو عیش جاودانه
جرم دگر است طاعت ماعفو تو نجوید ار بهانه
آسودهتر آنکه غرقه شد زودکاین بحر نباشدش کرانه
دست ار نرسد بر آستینشبگذار سری بر آستانه
شب را به نشاط خوش به صبح آرتا صبح چه آورد زمانه