شمارهٔ ۲ - این قطعه در تاریخ فوت جلال الدین اکبر پادشاه گفته شده
جهاندار فرمان روا شاه اکبرکه ملک از پدر تا به آدم گرفته
دو عالم جگر تشنه سیراب گشتهنگینی کز انگشت از نم گرفته
ز ایثار زر بس عرق کرده دستشورق های افلاک بر هم گرفته
چو رفته به مسند به معراج رفتهگرفته جهان را چو خاتم گرفته
قضایای کیوان به ایوان گشودهعطایای رفرف به سلم گرفته
چنان کرده کار جهان راست عدلشکه دینش مسیحای مریم گرفته
بسیط فلک دلگشاتر نمودهبساط جهان را فراهم گرفته
فرو رفته ز اوج شرف آفتابشچو یوسف ته چاه مظلم گرفته
پس از مرگ او از کسوف مکرریقین شد که خورشید ماتم گرفته
چنان برده مرگش ز ایام شادیکه نوروز رنگ محرم گرفته
ز ویرانی ملکش افسوس خوردمکسی گفت ملک جهان کم گرفته
چو سال وفاتش به تاریخ دیدم«به اقبال ایزد دو عالم گرفته »