شمارهٔ ۷۵
هوای زلف تو تا جا گرفته در دل منبجز خیال پریشان نبوده حاصل من
ز حیرت تو نماند مرا محال جواباگر بحشر رود پرسشی ز قاتل من
خیال روی توام آرزوست شب در خواببفکر دور فتاده است رأی باطل من
بهر طرف که نظر میکنم بدیدۀ شوقبجز خیال رخت نیست در مقابل من