گنج

شمارهٔ ۵۸

گر مرا راه گدائی بسر کوی تو بودتا ابد دست من و حلقۀ گیسوی تو بود
سر دروئی مکن ایدوست که از فتنۀ عشقپشت گرمی من ار بود بپهلوی تو بود