گنج

شمارهٔ ۵۴

قافیه: زپریشانیماکیشوداگاهکسی۲ بیت
نقش وصل توام از ششدرغم ره نگشودچکنم کار من دلشده وارون افتاد
ایکه تیر مژه بر سینه زدی نیر رابا حذر باش که بر کشور دل خون افتاد