گنج

شمارهٔ ۵۰

همقطاران رفت ما ماندیم خاک کوی دوستدیگران را کعبه مقصد بود ما را روی دوست
گفتم که جان به وصل دهم پیش روی دوستتاری اگر به دست من افتد ز موی دوست