گنج

شمارهٔ ۲۱

همه شب چشم من و صبح گریبان تو بودطرفه شوری به سرم از لب خندان تو بود
سر و کارم همه با زلف پریشان تو بودبنده‌وارم همه شب گوش به فرمان تو بود