بخش ۶۰ - مرحوم آخوند ملا محمد حجه اسلام پدر نیر طاب ثراهما
کرد خور عشق دوست از افق دل ظهورساحت جانرا گرفت پرتو الله نور
یوسف گل پیرهن آمده سوی وطنگوشه بیت الحزن گشته سرای سرور
مطرب شیرین مقال برد ز دلها ملالمحو نمود از خیال صحبت غلمان و حور
شیخ که بودش بدوش منکرمی با خروشکین بردش عقل و هوش آن بود از قول زور
دیدمش از یکطرف ساغر مینا بکفخنده کنان از شعف آمده بر رقص و شور
گفتم ایا شیخ صاف کین بود از تو خلافاین عمل جلف صاف باشد از عقل تو دور
گفت که سرّ نهان گشته بعالم عیانجمله خلق جهان بر سر رقصند و شور
جمع شد از هر طرف منکر فضل و شرفپیش خر خوش علف قدوره اهل غرور
تا که شنید این سرود اهل عناد و حسودرفت بچرخ کبود عف عف کلب عقور