گنج

بخش ۷۰ - در نکوهش صوفیان این زمان و نارسا بودن افعال با اقوالشان

هیچ دانی چیست صوفی مشربیملحدی بنگی مباحی مذهبی
قید شرع از دوش خود افکنده‌ایکهنه انبانی ز کفر آکنده‌ای
گربه سان سر بر سر زانو نهدچون کند غافل به دنبه برجهد
من ندانم چیست این صوفیگریکش سراسر حلقه چون تو بنگری
نیست در آنجا یکی مرد سرهمی‌نبینی کاره‌ای در آن کره
گم کنی هر برشکسته تاجرییا ز کار افتادهٔ خر فاجری
یا ز منصب عزل گشته عاملییا شکم پرور گدایی کاهلی
یا لتنباری ز هر در رانده‌اییا به کنج مدرسه وامانده‌ای
در میان صوفیانش بازجوچرسش اندر کیسه بنگش در گلو
جلقگاه صوفیان کفهای اوظلم و نکبت ظاهر از سیمای او
راه و رسم صوفیان خواهی تمامحلق و جلق و دلق باشد والسلام