بخش ۶۶ - جواب دادن زن مرد را
گفت آن زن ای قرین دیربازای که داری دعوی فهم دراز
گر چنین است آنچه گفتی پس چرالیس للانسان الا ماسعی
گفت آری آن توکل و اعتمادهم بود نوعی ز سعی و اجتهاد
خود توکل هست نزد بندگانبندگان را سعی میباید در آن
هم حصولش سعی خواهد هم بقاهم به جا آوردنش ای خوش لقا
زن جوابش داد گفت این اجتهادگر بدی مخصوص عامه از عناد
پس چه بود این جد و جهد اولیاءوانهمه اندیشههای انبیاء
نوح کاندر عهد خود افلاک رابود لنگر هم بسیط خاک را
ساخت کشتی با هزاران اجتهادوقت توفان رفت در کشتی فتاد
موسی عمران پی تحصیل زادچوب چوپانی به گردن بر نهاد
آن زره سازی روان آغاز کردوان دگر زنبیل بافی ساز کرد
آن سر سرکردهٔ خیل رسلپیشوای جمله و سالار کل
آنکه کردش هفت اختر چاکریهم شبانی کرد و هم سوداگری
شیر یزدان شهسوار ملک دینکش دو عالم بود در زیر نگین
باغها از دست خود آباد کردبندها از کسب خود آزاد کرد
او همی با بیل کاویدی زمینرشک بردی بر زمین چرخ برین
جملهٔ اینها که خاصان حقندچار سوق دین حق را رونقند
نانشان از مزد دست خویش بوددستشان از آبله پر ریش بود
وه تو اکنون طعنه بر کل میزنیپیش من دم از توکل میزنی
گر نبود از تنبلی ای بی هنرشیر میدوشیدی از گاوان نر
گر نبودی از تکاهل ای فتیخایه از مرغان گرفتی در هوا
چونکه در تَیْهِ کسالت ماندهایآیهٔ زهد و توکل خواندهای
چون زنان چون باز پشت پردهایاز توکل آیهای بر کردهای
آیهٔ دیگر نخواندهستی چرانی حدیث انبیاء و اولیاء