بخش ۱۹۶ - حدیث لاجبر ولا تفویض بل امر بین الامرین
هست امر بین امرین ای پسرنشنو از من بلکه بشنو از خبر
ان ما فیالبیت یشبه صاحبهخواه زیبا باشد و خواهی تبه
هرچه اندر خانه وی فرزانه استسر به سر مانند صاحبخانه است
بود آدم هست چون وی محترمنی وجود صِرف نی صِرف عدم
هستیی با نیستی آمیختهدر میان این دو طرحی ریخته
هست امری در میانِ هست و نیستمن نمیدانم ولی آن امر چیست
گر وجود است این، فنا او را چراستور عدم، این های و هوها از کجاست
همچنین علمش نه علم است ای همالعلم آن باشد که دارد ذوالجلال
جهل هم نبود چه جهل است ای جنابآنچه او را بود پیش از اکتساب
دارد امری لیک نی علم و نه جهلهرچه میخواهی بگو امریست سهل
همچنین دان اقتدار و اختیاربر دهان جبریان پنبه فشار
اختیارش آنچه میدانی بودیعنی از اوصاف امکانی بود
وصف امکانی تو دانی چیست آننفی ضد است آن حقیقت نیست آن
قدرت و علم و حیات و اختیارجمله را مثل وجود او شمار
جمله امر بین امرین است و بسنسبتش با وصف عنقا و مگس
چیست دانی ای برادر اقتدارآنکه در دست تو باشد اختیار