گنج

بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۸ بیت
اشتر و گاو و قجی در پیش راهیافتند اندر روش بندی گیاه
گفت قج بخش ار کنیم این را یقینهیچ کس از ما نگردد سیر ازین
لیک عمر هرکه باشد بیشتراین علف اوراست اولی گو بخور
که اکابر را مقدم داشتنآمدست از مصطفی اندر سنن
گرچه پیران را درین دور لئامدر دو موضع پیش می‌دارند عام
یا در آن لوتی که آن سوزان بودیا بر آن پل کز خلل ویران بود
خدمت شیخی بزرگی قایدیعام نارد بی‌قرینهٔ فاسدی
خیرشان اینست چه بود شرشانقبحشان را باز دان از فرشان