بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلواتالله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم میفرماید الی آخره
زین سبب پیغامبر با اجتهادنام خود وان علی مولا نهاد
گفت هر کو را منم مولا و دوستابن عم من علی مولای اوست
کیست مولا آنک آزادت کندبند رقیت ز پایت بر کند
چون به آزادی نبوت هادیستمؤمنان را ز انبیا آزادیست
ای گروه مؤمنان شادی کنیدهمچو سرو و سوسن آزادی کنید
لیک میگویید هر دم شکر آببیزبان چون گلستان خوشخضاب
بیزبان گویند سرو و سبزهزارشکر آب و شکر عدل نوبهار
حلهها پوشیده و دامنکشانمست و رقاص و خوش و عنبرفشان
جزو جزو آبستن از شاه بهارجسمشان چون درج پر در ثمار
مریمان بی شوی آبست از مسیحخامشان بی لاف و گفتاری فصیح
ماه ما بینطق خوش بر تافتستهر زبان نطق از فر ما یافتست
نطق عیسی از فر مریم بودنطق آدم پرتو آن دم بود
تا زیادت گردد از شکر ای ثقاتپس نبات دیگرست اندر نبات
عکس آن اینجاست ذل من قنعاندرین طورست عز من طمع
در جوال نفس خود چندین مرواز خریداران خود غافل مشو