بخش ۱۱۹ - سبب تاخیر اجابت دعای مؤمن
ای بسا مخلص که نالد در دعاتا رود دود خلوصش بر سما
تا رود بالای این سقف برینبوی مجمر از انین المذنبین
پس ملایک با خدا نالند زارکای مجیب هر دعا وی مستجار
بندهٔ مؤمن تضرع میکنداو نمیداند به جز تو مستند
تو عطا بیگانگان را میدهیاز تو دارد آرزو هر مشتهی
حق بفرماید که نه ازْ خواریِّ اوستعین تاخیر عطا یاری اوست
حاجت آوردش ز غفلت سوی منآن کشیدش مو کشان در کوی من
گر بر آرم حاجتش او وا رودهم در آن بازیچه مستغرق شود
گرچه مینالد به جان « یا مستجار »دل شکسته سینهخسته گو بزار
خوش همیآید مرا آواز اووآن خدایا گفتن و آن راز او
وانک اندر لابه و در ماجرامیفریباند به هر نوعی مرا
طوطیان و بلبلان را از پسنداز خوش آوازی قفسدر میکنند
زاغ را و چغد را اندر قفسکی کنند این خود نیامد در قصص
پیش شاهد باز چون آید دو تنآن یکی کمپیر و دیگر خوش ذقن
هر دو نان خواهند او زوتر فطیرآرَد و کمپیر را گوید که گیر
وآن دگر را که خوش اَستَش قدّ و خدکی دهد نان بل به تاخیر افکند
گویدش بنشین زمانی بیگزندکه به خانه نان تازه میپزند
چون رسد آن نان گرمش بعد کَدّگویدش بنشین که حلوا میرسد
هم برین فن داردارش میکندوز ره پنهان شکارش میکند
که مرا کاریست با تو یک زمانمنتظر میباش ای خوب جهان
بیمرادی مومنان از نیک و بدتو یقین میدان که بهر این بود