گنج

بخش ۸۶ - حکایت در تقریر این سخن کی چندین گاه گفت ذکر را آزمودیم مدتی صبر و خاموشی را بیازماییم

چند پختی تلخ و تیز و شورگزاین یکی بار امتحان شیرین بپز
آن یکی را در قیامت ز انتباهدر کف آید نامهٔ عصیان سیاه
سرسیه چون نامه‌های تعزیهپر معاصی متن نامه و حاشیه
جمله فسق و معصیت بد یک سریهم‌چو دارالحرب پر از کافری
آنچنان نامهٔ پلید پر وبالدر یمین ناید درآید در شمال
خود همین‌جا نامهٔ خود را ببیندست چپ را شاید آن یا در یمین
موزهٔ چپ کفش چپ هم در دکانآن چپ دانیش پیش از امتحان
چون نباشی راست می‌دان که چپیهست پیدا نعرهٔ شیر و کپی
آنک گل را شاهد و خوش‌بو کندهر چپی را راست فضل او کند
هر شمالی را یمینی او دهدبحر را ماء معینی او دهد
گر چپی با حضرت او راست باشتا ببینی دست‌برد لطفهاش
تو روا داری که این نامهٔ مهینبگذرد از چپ در آید در یمین
این چنین نامه که پرظلم و جفاستکی بود خود درخور اندر دست راست