بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیهالسلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند
قوم یونس را چو پیدا شد بلاابر پر آتش جدا شد از سما
برق میانداخت میسوزید سنگابر میغرید رخ میریخت رنگ
جملگان بر بامها بودند شبکه پدید آمد ز بالا آن کرب
جملگان از بامها زیر آمدندسر برهنه جانب صحرا شدند
مادران بچگان برون انداختندتا همه ناله و نفیر افراختند
از نماز شام تا وقت سحرخاک میکردند بر سر آن نفر
جملگی آوازها بگرفته شدرحم آمد بر سر آن قوم لد
بعد نومیدی و آه ناشکفتاندکاندک ابر وا گشتن گرفت
قصهٔ یونس درازست و عریضوقت خاکست و حدیث مستفیض
چون تضرع را بر حق قدرهاستوآن بها که آنجاست زاری را کجاست
هین امید اکنون میان را چست بندخیز ای گرینده و دایم بخند
که برابر مینهد شاه مجیداشک را در فضل با خون شهید