گنج

بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه

روبه اندر حیله پای خود فشردریش خر بگرفت و آن خر را ببرد
مطرب آن خانقه کو تا که تفتدف زند که خر برفت و خر برفت
چونک خرگوشی برد شیری به چاهچون نیارد روبهی خر تا گیاه
گوش را بر بند و افسونها مخورجز فسون آن ولی دادگر
آن فسون خوشتر از حلوای اوآنک صد حلواست خاک پای او
خنبهای خسروانی پر ز میمایه برده از می لبهای وی
عاشق می باشد آن جان بعیدکو می لبهای لعلش را ندید
آب شیرین چون نبیند مرغ کورچون نگردد گرد چشمهٔ آب شور
موسی جان سینه را سینا کندطوطیان کور را بینا کند
خسرو شیرین جان نوبت زدستلاجرم در شهر قند ارزان شدست
یوسفان غیب لشکر می‌کشندتنگهای قند و شکر می‌کشند
اشتران مصر را رو سوی مابشنوید ای طوطیان بانگ درا
شهر ما فردا پر از شکر شودشکر ارزانست ارزان‌تر شود
در شکر غلطید ای حلواییانهم‌چو طوطی کوری صفراییان
نیشکر کوبید کار اینست و بسجان بر افشانید یار اینست و بس
نقل بر نقلست و می بر می هلابر مناره رو بزن بانگ صلا
سرکهٔ نه ساله شیرین می‌شودسنگ و مرمر لعل و زرین می‌شود
آفتاب اندر فلک دستک‌زنانذره‌ها چون عاشقان بازی‌کنان
چشمها مخمور شد از سبزه‌زارگل شکوفه می‌کند بر شاخسار
چشم دولت سحر مطلق می‌کندروح شد منصور انا الحق می‌زند
گر خری را می‌برد روبه ز سرگو ببر تو خر مباش و غم مخور