بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته
شیخ نورانی ز ره آگه کندبا سخن هم نور را همره کند
جهد کن تا مست و نورانی شویتا حدیثت را شود نورش روی
هر چه در دوشاب جوشیده شوددر عقیده طعم دوشابش بود
از جزر وز سیب و به وز گردگانلذت دوشاب یابی تو از آن
علم اندر نور چون فرغرده شدپس ز علمت نور یابد قوم لد
هر چه گویی باشد آن هم نورناککه آسمان هرگز نبارد غیر پاک
آسمان شو ابر شو باران ببارناودان بارش کند نبود به کار
آب اندر ناودان عاریتیستآب اندر ابر و دریا فطرتیست
فکر و اندیشهست مثل ناودانوحی و مکشوفست ابر و آسمان
آب باران باغ صد رنگ آوردناودان همسایه در جنگ آورد
خر دو سه حمله به روبه بحث کردچون مقلد بد فریب او بخورد
طنطنهٔ ادراک بینایی نداشتدمدمهٔ روبه برو سکته گماشت
حرص خوردن آنچنان کردش ذلیلکه زبونش گشت با پانصد دلیل