بخش ۹۶ - گفتن موسی علیهالسلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان
هین ز من بپذیر یک چیز و بیارپس ز من بستان عوض آن را چهار
گفت ای موسی کدامست آن یکیشرح کن با من از آن یک اندکی
گفت آن یک که بگویی آشکارکه خدایی نیست غیر کردگار
خالق افلاک و انجم بر علامردم و دیو و پری و مرغ را
خالق دریا و دشت و کوه و تیهملکت او بیحد و او بیشبیه
گفت ای موسی کدامست آن چهارکه عوض بدهی مرا بر گو بیار
تا بود کز لطف آن وعدهٔ حسنسست گردد چارمیخ کفر من
بوک زان خوش وعدههای مغتنمبرگشاید قفل کفر صد منم
بوک از تاثیر جوی انگبینشهد گردد در تنم این زهر کین
یا ز عکس جوی آن پاکیزه شیرپرورش یابد دمی عقل اسیر
یا بود کز عکس آن جوهای خمرمست گردم بو برم از ذوق امر
یا بود کز لطف آن جوهای آبتازگی یابد تن شورهٔ خراب
شورهام را سبزهای پیدا شودخارزارم جنت ماوی شود
بوک از عکس بهشت و چار جوجان شود از یاری حق یارجو
آنچنان که از عکس دوزخ گشتهامآتش و در قهر حق آغشتهام
گه ز عکس مار دوزخ همچو مارگشتهام بر اهل جنت زهربار
گه ز عکس جوشش آب حمیمآب ظلمم کرده خلقان را رمیم
من ز عکس زمهریرم زمهریریا ز عکس آن سعیرم چون سعیر
دوزخ درویش و مظلومم کنونوای آنک یابمش ناگه زبون